::
 

Quantum Break، یکی از بحث‌ برانگیزترین بازی‌های این روزهای صنعت گیم است، ولی آیا تمام علوم به کار رفته شده در این بازی حقیقت دارد؟ با زومجی همراه باشید.

 

این روزها در دنیای بازی‌های رایانه‌ای نام Quantum Break، جدیدترین اثر استودیو رمدی، بسیار به چشم می‌خورد. این اثر که یک علمی تخیلی خوش ساخت به حساب می‌آید، مسائلی مانند زمان و شکست آن را مورد هدف خود قرار داده است. اما چه مقدار از وقایع درون بازی به حقیقت نزدیک است؟ چه مقدار از علوم به کار رفته در بازی با قوانین فیزیک مطابقت دارد؟ به این منظورکیسی نیوتون، منتقد بازی Quantum Break از سایت وِرج، با یکی از مشاوران علمی فیزیک به نام الیزابت لوپاتو در این خصوص مصاحبه‌ای ترتیب داده که سایت زومجی آن را در اختیار شما قرار داده است.

سفر به گذشته چیزی نیست که هنوز به خوبی قابل درک باشد و غیرممکن به نظر می‌رسد

کِیسی نیوتون: الیزابت، ما اخیرا کوانتوم بریک را بازی کردیم؛ یک بازی سوم شخص تیراندازی از استودیو رمدی. تمام داستان بازی مربوط به زمان و سفر در آن بود، جایی که شخصیت‌های بازی قصد داشتند تا به گذشته سفر کنند و آن  را تغییر دهند. چیزی که تا به حال متوجه شدم، این است که در دنیای واقعی هنوز هیچ شخصی نتوانسته یک ماشین زمان اختراع کند. اما از طرفی دیگر شنیده‌ام که فیزیک‌دان‌ها مسئله سفر در زمان را بسیار جدی گرفته‌اند. استودیو رمدی برای ساخت بازی کوانتوم بریک نیز با یکی از این فیزیک دانان همکاری داشته است. آیا از نظر شما چنین مسئله‌ای چیزی بی معنی و ساده به نظر می‌رسد یا چنین اتفاقی امکان‌پذیر است؟

الیزابت لوپاتو: خب، سفر در زمان امکان‌پذیر است. همین حالا نیز من و شما در حال سفر در زمان هستیم. درست است که راه رفتن و حرکت کردن همانند نشستن در جایی مشخص چیزی یک‌سان  نیست، اما همیشه در حال حرکت در زمان هستیم. حرکت رو به جلو در زمان مشکلی نیست و ما می‌دانیم که که با شتاب و تسریع بسیار بالای سرعت بدن می‌توان زمان را آهسته کرد. این امر یک چیز ثابت شده است. در حقیقت چیزی شبیه به همان اتفاقات رخ داده که برای اسکات کِلی در طول سفر او به فضا برای او پیش آمد. اما از جهتی دیگر، سفر به گذشته چیزی نیست که هنوز به خوبی قابل درک باشد. حتی مطمئن نیستیم چنین چیزی امکان‌پذیر باشد. شما به چیزی بسیار قدرتمند همانند یک میدان جاذبه سیاه چالی بزرگ نیاز دارید.

Quantum Break

در بیشتر مواقع، گیم‌پلی بازی کوانتوم بریک بیشتر شبیه به جادو رفتار می‌کند، به خصوص استفاده از سپر زمان برای جلوگیری از تیرهای دشمن. یا در این بازی حرکتی وجود دارد که می‌توانید دشمن خود را متوقف کنید، او را به رگبار ببندید و ناگهان زمان دوباره شروع به حرکت می‌کند و تمام تیرها به صورت یک‌جا دشمن را منفجر می‌کند. بسیاری از مردم به خوبی می‌دانند که چنین چیزهایی واقعی نیست اما تمام حرکات مربوط به زمان در بازی Quantum Break از قوانین سفر زمان و آن چیزهایی که تا به حال درک کرده‌ایم پیروی کرده‌اند. برای مثال این بازی به خوبی درک کرده است که نمی‌توان تا جایی به عقب بازگشت که هنوز ماشین زمان اختراع نشده بود و اثری از آن در دنیا وجود نداشت.

کیسی نیوتون: در Quantum Break  سوال‌های بسیار بزرگی وجود دارد. یکی از برجسته‌ترین‌ سوال‌هایی که این بازی نسبت به آن تاکید دارد، «شکست زمان» است. این مسئله بارها و بارها با ایستادن زمان برای مدت طولانی در بازی رخ داده است. آیا اصلا چنین چیزی از نظر تئوری امکان‌پذیر است؟ آیا علم فیزیک به حدی رسیده است که قادر باشد نقطه شروع یا پایان زمان را به ما بگوید؟

در نگاه کلی شکست زمان بیشتر شبیه به یک جادو است

الیزابت لوپاتو: این یک سوال به شدت پیچیده است زیرا چنین چیزی اتفاق اتفاده است! بیگ بنگ بزرگ؛ شگفتی منحصر به فردی که جهان هستی را آغاز کرد. همین مورد باعث شده تا به شکل متراکمی بسیاری از علوم و قوانین فیزیک شناخته شده توسط بشریت قابل شکستن باشند و زمان هم ممکن است در بین این رویدادها قرار بگیرد. استیفن هاوکینگ معروف قبلا در مورد زمان استدلال کرده است و بیگ بنگ را شروع زمان هستی می‌داند، زیرا هیچ چیزی در دنیا قبل از این رویداد قابل مشاهده و مراعات نبوده است. لی اسمولیون «یکی از فیزیک‌دانان برتر آمریکایی» به این موضوع اشاره کرده که زمان در طول حیات هستی دچار تحولات مختلفی شده است. بعضی از دانشمندان نیز فکر می‌کنند که اصلا زمان وجود واقعی ندارد پس با این تفکر از نظر آن‌ها زمان نه شروع شده است و نه پایانی به خود خواهد دید.

اما در مورد پایان یافتن زمان؛ خب، از نظر تئوری، اگر جهان به حالت اول خود برگردد، این مسئله ممکن است. اما اگر جهان به همین شکل ادامه پیدا کند و بشریت همیشه در حال توسعه باشد، زمان نیز برای همیشه وجود خواهد داشت. این نکته را به خاطر داشته باشید که زمان و فضا یک چیز هستند. اما در نگاه کلی شکست زمان بیشتر شبیه به یک جادو است. چنین چیزی می‌تواند بسیار جالب توجه باشد. قبل‌تر نیز چنین مسائلی را در مجموعه دکتر هو دیده بودیم.

Quantum Break

کیسی نیوتون: اگر چنین چیزی وجود ندارد، پس این مسائل به درد یک داستان‌سرایی غنی می‌خورند. سفر در زمان یک موضوع جذاب برای به کار بردن در آثار خلق شده توسط سازندگان و نویسندگان است. به نظر می‌رسد که اساسا هیچ راهی وجود ندارد تا داستانی در مورد سفر زمان نوشته شود که واقعی باشد و  چیزهای تخیلی در آن به کار برده نشود.

 

مقاله مرتبط

الیزابت لوپاتو: تا وقتی چنین چیزهایی به ثبات نرسد همه چیز جادو به شمار می‌روند. آثاری مانند Slaughterhouse Five با استفاده از اختلالات استرسی ضایعات روانی، در مورد سفر به زمان سخن گفتند. در کتاب The Martian Chronicles نیز سفر زمان توسط خیالات باطل و داستان‌های نوستالوژیک انجام می‌شود یا حتی ما با A Connecticut Yankee in King Artur’s Court، اثر مارک تویِن، به زمان سفر کردیم و نکته جالب در مورد این کتاب این بود که هیچ‌گاه توضیح نداد چگونه چنین اتفاقی رخ داده است. همه این‌ها داستان هستند. به نظر من، داستان‌سرایی در مورد سفر زمان، نسخه مدرن شده داستان‌های کلاسیک پیشگویی و رسالت هستند. چنین مسائلی تا به اثبات نرسند، یک داستان بیشتر نیستند. حال ممکن است این مسائل همانند بازی Quantum Break با توجه به تحقیقات موجود حال حاضر ساخته شوند، یا داستان‌های تخیلی دیگر که از پایه هیچ اثبات علمی در آن‌ها به کار برده نشده‌ است.

نظر شما در مورد این مسئله چیست؟ آیا Quantum Break توانسته شما را بیش از پیش به علم کوانتوم و زمان نزدیک کند؟ یا از نظر شما تمام این‌ مسائل هیچ‌گاه حتی در آینده امکان‌پذیر نخواهند بود؟

منبع : gameiran
برچسب ها : زمان ,بازی ,چیزی ,چنین ,مورد ,quantum ,quantum break ,چنین چیزی ,بازی quantum ,الیزابت لوپاتو ,بیشتر شبیه ,بازی quantum break

::

شاید خبر تعویق انتشار عنوان Tom Clancy’s The Division به سال ۲۰۱۶ آنچنان شما را متعجب نکرده باشد و حتی اگر باز هم خبری مبنی بر تاخیر دوباره این عنوان به گوش شما برسد نیز عکس العمل خاصی نشان نمی دهید و شاید هم اصلا به کل از انتشار این بازی نا امید شده باشید. اما به واقع دلیل تاخیر های متوالی این عنوان چیست ؟ با ما همراه باشید.

همانطور که مطلع هستید عنوان Tom Clancy’s The Division که قرار بود در سال ۲۰۱۵ منتشر شود (آن هم با تاخیر ) تا سال ۲۰۱۶ نیز تاخیر خورد.

Ubisoft، شرکت فرانسوی سازنده بازی های ویدیویی، چندی پیش گفته بود که آنها از عنوان Watchdogs درس بسیار مهمی گرفته اند و تاخیر های Tom Clancy’s  The Division باعث می شود تا مثل Watchdogs در نهایت کیفیت خوبی داشته باشد.

اگرچه بازی Watchdogs که چند باری با تاخیر مواجه شد اما باز هم در نهایت  عنوانی نبود که هواداران انتظار آن را داشتند ولی می توان در مورد Tom Clancy’s The Division این طور استنباط کرد که تاخیر این عنوان باعث می شود که در نهایت نسخه ای با کیفیت را شاهد باشیم که فاقد هرگونه مشکل یا باگ می باشد. Ubisoft عناوین زیادی من جمله Assassin’s Creed Unity و The Crew را منتشر کرد که با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کردند و می خواهد مطمئن شود که Tom Clancy’s The Division به سرنوشت آن ها دچار نخواهد شد.

همه این حرفها درست اما دلیل تاخیرهای متوالی Ubisoft واقعا چیست ؟

از دو جنبه می توان این موضوع را بررسی کرد :

اول از نگاه سازندگان به قضیه نگاه می کنیم؛ عنوانی که می سازند پروژه کوچکی نیست.  Tom Clancy’s  The Division یک عنوان تیراندازی سوم شخص جهان آزاد با یک سری المان های نقش آفرینی می باشد و این اصلا شوخی بردار نیست. سازندگان می خواهند بازی را همانطوری بسازند که کاربران می خواهند و عنوانی با کیفیت را راهی بازار کنند.

اگر از نگاه خودمان به قضیه بنگریم درست است که با تاخیرهای متوالی این عنوان تنها امید ما برای تجربه The Division نا امید می شود اما این همه منتظر مانده ایم و اگر یک سال دیگر هم منتظر بمانیم اتفاق خاصی نخواهد افتاد و در عوض عنوانی بی نقص، بدون باگ و با کیفیت را تجربه خواهیم کرد و دوباره برای برطرف کردن مشکلات و باگ های بی شمار آن دست به دامن آپدیت و پچ و این حرفها نخواهیم شد.

در نهایت بحث را با جمله ای از آقای Shigeru Miyamoto، تهیه کننده بازی های ژاپنی شرکت Nintendo، به پایان می رسانیم:

یک عنوان اگر با تاخیر منتشر شود، در نهایت عنوان خوبی است اما اگر خیلی زود و با عجله منتشر شود برای همیشه بد خواهد بود.

نظر شما در رابطه با این موضوع چیست؟

 دلیل تاخیر های متوالی Tom Clancy’s The Division چیست؟
 
منبع : gameiran
برچسب ها : تاخیر ,clancy’s ,division ,منتشر ,کیفیت ,بازی ,تاخیرهای متوالی , the division ,clancy’s  the

::
محبوب‌ترین عناوین بریتانیا در سال ۲۰۱۵ از نظر بازی‌بازان انتخاب شدند. درست است که Call of Duty: Black Ops 3 پرفروش‌ترین بازی سال در بسیاری از مناطق بوده است اما محبوب‌ترین بازی از نظر بازی‌بازان بریتانیایی Fallout 4 است.

 

طبق نظرسنجی اخیری که در برخی از خرده فروشان بریتانیایی انجام گرفت، Fallout 4 محبوب‌ترین بازی بریتانیا در سال ۲۰۱۵ انتخاب شد. البته تعداد دقیق آمار اعلام نشده است. رتبه‌های بعدی نیز به ترتیب در اختیار The Witcher 3: Wild Hunt و Batman: Arkham Knight بود. همچنین در رتبه چهارم شاهد حضور Assassin’s Creed Syndicate بودیم و رتبه پنجم هم در اختیار Star Wars Battlefront قرار داشت. Call of Duty: Black Ops 3 با اینکه پرفروش‌ترین بازی سال بود اما از نظر محبوبیت رتبه ششم را کسب کرد. رتبه هفتم در اختیار جدیدترین ساخته هیدئو کوجیما یعنی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain بود و در رتبه هشتم شاهد حضور Destiny: The Taken King بودیم. درست است که Destiny در سال ۲۰۱۴ عرضه شد اما The Taken King به همراه محتوای بیشتر در سال ۲۰۱۵ بازنشر شد. رتبه نهم را عنوان انحصاری اکس باکس وان یعنی Halo 5: Guardians تصاحب کرده بود و در رتبه دهم نیز FIFA 16 قرار داشت.

در ادامه می‌توانید لیست را مشاهده کنید:

  1. Fallout 4
  2. The Witcher 3: Wild Hunt
  3. Batman: Arkham Knight
  4. Assassin’s Creed Syndicate
  5. Star Wars Battlefront
  6. Call of Duty: Black Ops 3
  7. Metal Gear Solid V: The Phantom Pain
  8. Destiny: The Taken King
  9. Halo 5: Guardians
  10. FIFA 16

Halo 5: Guardians تنها عنوان انحصاری بود که در لیست محبوب‌ترین عناوین بریتانیا در سال ۲۰۱۵ حضور داشت

منبع : gameiran
برچسب ها : رتبه ,محبوب‌ترین ,۲۰۱۵ ,بازی ,destiny ,king ,taken king ,duty black ,قرار داشت ,wars battlefront ,star wars ,assassin’s creed syndicate ,batman arkham knight ,محبوب‌ترین عناوین بریتانیا

::

استودیو سازنده مافیا ۳ قول داد که بازی، با کمترین باگ ممکن منتشر شود                       zoomg:

بازی مافیا ۳ قرار است در سال جاری برای پلتفرم‌های ذکر شده منتشر شود. با اینکه هنوز تاریخ دقیق عرضه بازی توسط هنگر ۱۳ اعلام نشده، اما چندی پیش تعدادی فروشگاه تاریخ انتشار احتمالی بازی را فاش کرده بودند.

در راستای دیگر اخبار مربوط به بازی چندی پیش اطلاعاتی از ماموریت‌های فرعی و نواحی مختلف بازی منتشر شد. همچنین شما می‌توانید ۶ نکته‌ای که پس از دیدن ۳۰ دقیقه از گیم‌پلی بازی دستگیر طرفداران شده را در زومجی مطالعه کنید.

منبع: Segment Next

عکس العمل شما نسبت به این مطلب؟
منبع : gameiran
برچسب ها : بازی ,منتشر

::

تاریخ انتشار تمام بازی‌هایی که در سال ۲۰۱۶ عرضه می‌شوند

نویسنده:  محسن وزیری در ۱۱:۰۰ دی ۲۶, ۱۳۹۴
 

هر طور نگاه کنید، ۲۰۱۶ یکی از بهترین‌ سال‌ها برای نسل جدید است. سونی و مایکروسافت با دست پر ظاهر شده‌اند و انحصاری‌های بزرگ خود را به رخ یکدیگر می‌کشند و بازی‌های چندپلتفرمی زیادی هم منتشر خواهد شد. برای اطلاع از تاریخ انتشار این بازی‌ها، همراه زومجی باشید.

 

آمار بازی‌هایی که در سال جدید میلادی منتشر می‌شوند همچنان رو به گسترش است و حتی با در نظر گرفتن تأخیرهای احتمالی، ۲۰۱۶ از همین حالا سالی بسیار قوی به نظر می‌رسد. بازی‌هایی مهمی هم هستند که برای سال گذشته در نظر گرفته شده بودند و به امسال تأخیر خوردند و البته خود آن‌هایی هم که در سال جاری عرضه می‌شوند، بسیار هیجان‌انگیز و موردانتظار هستند.

برای داشتن یک لیست جامع، ما تمام تاریخ‌های انتشار تأیید شده برای پلتفرم‌های پلی‌استیشن 4، ایکس‌باکس وان، Wii U وپی‌سی را به ترتیب تاریخ انتشار لیست کرده‌ایم. معمولاً تاریخ‌های عرضه‌ی بازی‌ها در آمریکای شمالی و اروپا چند روزی تفاوت دارد بنابراین ما در لیست خود نزدیک‌ترین تاریخ انتشار را آورده‌ایم.

طبیعی است که نمی‌توانیم تک تک بازی‌هایی را که برای تمام پلتفرم‌های موجود در سال ۲۰۱۶ عرضه می‌شوند در لیست زیر داشته باشیم، اما این لیست با توجه به اعلام‌ها و اخبار جدید از سوی سازندگان به صورت مداوم بروزرسانی خواهد شد و می‌تواند منبع خوبی باشد برای کسانی که می‌خواهند تاریخ عرضه‌ بازی‌های مورد علاقه‌شان را یکجا داشته باشند.

 
The Witness

ژانویه (۱۱ دی تا ۱۱ بهمن)

ژانویه معمولاً ماه خلوت و بی‌ سر و صدایی بود اما یکی دو سالی است که در این ماه هم بازی‌های بسیار خوبی عرضه می‌شود. سال گذشته بازی‌هایی مثل Dying Light ،Saints Row 4 ،Life is Strange ،Resident Evil HD Remastered و Assassin’s Creed Unity در این ماه عرضه شدند. اولین ماه سال ۲۰۱۶ به اندازه‌ی پارسال قوی نیست اما به لطف مستقل‌ها، ماه سرگرم‌کننده‌ای است.

 

Far-Cry-Primal

فوریه (۱۲ بهمن تا ۱۰ اسفند)

در دومین ماه سال میلادی موتور عرضه‌ی بازی‌های بزرگ کم‌کم روشن می‌شود. بازی‌های جذابی در این ماه عرضه می‌شود و این روند تا ماه مارس هم ادامه خواهد داشت. همچنین در فوریه ترکیب خوبی از سبک‌های متفاوت و بازی‌های AAA و مستقل خواهیم داشت. از بازی مستقلی مثل Unravel و Firewatch که نمایش‌های امیدوارکننده‌ای داشتند تا محصولات پرخرجی مثل Far Cry Primal و XCOM 2 در این ماه عرضه می‌شوند.

 

The Division

مارس (۱۱ اسفند تا ۱۲ فروردین)

اگر Uncharted 4 تأخیر نمی‌خورد، می‌توانستیم سال نو خودمان را با نیتن دریک جشن بگیریم. اما به هر حال وجود نام‌هایی مانند  The Division و Hitman و بازی مورد انتظار طرفداران Wii U یعنی The Legend of Zelda مارس را به یکی از ماه‌های قوی امسال تبدیل می‌کند.

 

quantum break

آوریل (۱۳ فروردین تا ۱۱ اردیبهشت)

در این ماه شاهد جدال نفس‌گیر بزرگ‌ترین انحصاری‌های پلی‌استیشن و ایکس‌باکس هستیم؛ Quantum Break در برابر Uncharted 4. یکی دیگر از موردانتظارترین بازی‌های ۲۰۱۶ هم در این ماه عرضه می‌شود تا سه‌گانه‌ی Dark Souls را کامل کند.

Mirror's Edge Catalyst

می (۱۲ اردیبهشت تا ۱۱ خرداد)

بالاخره بعد از انتشار این همه بازی بزرگ، هم خودمان به کمی استراحت نیاز داریم هم کیف پولمان. قطار انتشار بازی‌ها در ماه می سرعتش کمتر می‌شود تا خودمان را برای E3 2016 در ماه بعدی آماده کنیم. سال گذشته هم این ماه وضعیت تقریباً مشابهی داشت: Wolfenstein: The Old Blood ،Final Fantasy 10/10-2 HD Remaster و صد البته The Withcher 3.

بازی‌هایی زیادی برای عرضه در این ماه معرفی نشده‌اند اما با گذشت زمان این شرایط قطعاً تغییر خواهد کرد.

 

no man's sky

ژوئن (۱۲ خرداد تا ۱۰ تیر)

به ماه E3 خوش‌آمدید، ماهی که تقریباً هیچ بازی‌ای در آن عرضه نمی‌شود. در واقع، تا الآن تاریخ انتشار دقیقی برای هیچ بازی‌ای در این ماه در نظر نگرفته شده‌است. تا امروز می‌دانیم که سه بازی – که یکی از آن‌ها حسابی سر و صدا کرده – در ماه ژوئن عرضه خواهند شد و سه انحصاری مایکروسافت هم جایی در این سه ماه منتشر می‌شوند.

 

Gears of War 4

جولای تا دسامبر

وارد نیمه‌ی دوم سال می‌شویم، جایی که به طور بالقوه می‌تواند میزبان بازی‌های بسیار مهمی باشد. اما فعلاً تاریخ انتشار دقیقی از آن‌ها نداریم. انتظار می‌رود جولای و آگوست ماه‌های کم رمقی باشند (که متأسفانه تابستان هم دقیقاً در این ماه‌ها قرار می‌گیرد!) ولی می‌توان روی عرضه‌ی FIFA و بقیه‌ی بازی‌های ورزشی که حول و حوش اکتبر/مهر عرضه می‌شوند حساب باز کرد.

سه ماه آخر سال میلادی، یعنی از ۱۰ مهر تا ۱۱ دی ۹۵، بدون شک شلوغ‌ترین ماه‌های سال خواهند بود. انتظار می‌رود نسخه‌های جدیدی از بازی‌های Battlefield ،Call of Duty و Assassin’s Creed را ببینم که البته هنوز هیچکدام از آن‌ها رسماً تأیید نشده‌اند.  به محض دریافت اخبار، این قسمت از لیست بروزرسانی خواهد شد.

  • i(PC, PS4, Xbox One) Deus Ex: Mankind Divided –ا۲ شهریور
  • i(PS4) Persona 5 –اتابستان ۲۰۱۶
  • i(Xbox One) Crackdown 3 –احالت چندنفره در تابستان ۲۰۱۶
  • i(Xbox One) Gears of War 4 –اپاییز ۲۰۱۶ (نسخه‌ی آزمایشی چند نفره در بهار ۲۰۱۶)
  • i(PC, Xbox One) Halo Wars 2 –اپاییز ۲۰۱۶

بازی‌های تأیید شده برای ۲۰۱۶ بدون تاریخ عرضه‌ی مشخص

طبیعی است که این لیست طولانی‌تر از لیست‌های قبلی باشد. هنوز اول سال هستیم و وضعیت انتشار بسیار از بازی‌ها مشخص نشده و البته بعضی ناشران و سازندگانی هم که قرار بود بازی‌هایشان سال گذشته عرضه شود، زمان انتشار  آن‌ها را تا ۲۰۱۶ به عقب انداخته‌اند. انتظار این را هم داشته باشید که بعضی از بازی‌های این لیست تا سال ۲۰۱۷ تأخیر بخورند.

doom art

Horizon Zero Dawn

منبع : gameiran
برچسب ها : xbox ,۲۰۱۶ ,بهمن ,عرضه ,بازی‌های ,انتشار ,تاریخ انتشار ,عرضه می‌شوند ,عرضه می‌شود ,۲۰۱۶ عرضه ,عرضه خواهند ,تاریخ انتشار دقیقی , assassin’s creed chronicles

::
اگر از آن دست گیمرهای حرفه‌ای پی‌سی باشید که مدام به دنبال لوازم جانبی متنوع برای خود هستند، به طور حتم نام جی.اسکیل را شنیده‌اید. این برند به تازگی صفحه‌ کلیدی فوق‌العاده با کیفیت و دلربا به بازار عرضه کرده که فقط با ظاهرش هوش از سرتان می‌برد، چه برسد به اینکه با آن دست به کار شوید!

در بین کل‌کل کنسول‌بازها و پی‌سی بازها، وقتی صحبت از لوازم جانبی می‌شود، کفه‌ی ترازو به سمت پی‌سی بازها با انتخاب‌های نامحدود و صد البته با کیفیت‌تر سنگینی می‌کند. صفحه‌کلید در کنار ماوس، جزو اصلی و جدا نشدنی تجربه‌ی بازی‌های پی‌سی محسوب می‌شود و به نوعی سلاح اصلی هر گیمر برای بازی است. بسیاری معتقدند استفاده از صفحه‌کلیدهای مکانیکی که می‌شود از آنها به عنوان بازماندگان دوران کهن کامپیوترها هم نام برد، بری هر گیمر پی‌سی ضروری است. کمپانی‌های سازنده‌ی سخت‌افزارهای پی‌سی هم روی این موضوع کار کردند و صفحه‌کلید‌های مکانیکی فوق‌العاده کاربردی را تهیه کردند که مجهز شدن به آنها می‌تواند سطح گیمینگ‌تان را پله‌ها بالا ببرد. 

جی.اسکیل یکی از برندهای پیشتاز تولید سخت‌افزار و لوازم جانبی تخصصی گیمینگ، به تازگی وارد حوزه ساخت صفحه کلید‌ شده و در همین بدو ورود خود، محصولی را معرفی و عرضه کرده دقیقا با نیاز و سلیقه هر گیمر حرفه‌ای پی‌سی سازگار است. صفحه کلید مکانیکی G.SKILL RipJaws KM780 RGB، کیبوردی کاملا حرفه‌ای، از نظر کیفیت ساخت در سطحی بالا و به واسطه نورپردازی زیر کلید‌ها از جذابیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. در اولین برخورد با این صفحه‌کلید به طور حتم به یاد کیبوردهای پر سر و صدا و قدیمی عهد عتیق رایانه‌های شخصی می‌افتید که کلید‌های بزرگ و برآمده‌ای داشتند. با این حال همانطور که گفتیم، گیمرها ظاهرا ترجیح می‌دهند از این نوع صفحه‌کلید‌ها برای بازی استفاده کنند که این انتخاب هم امتحان خود را پس داده است.

مشخصات اصلی صفحه کلید G.SKILL Ripjaws KM780 RGB Mechanical Keyboard

  • میکروسوییچ‌های مکانیکی و با کیفیت CHERRY MX
  • قابلیت Anti Ghosting برای پشتیبانی از فشار ترکیبی کلیدهای مختلف
  • اسکرول اختصاصی چرخنده برای کنترل پویای صدا
  • استفاده از ترکیب نوری RGB با قابلیت شخصی‌‌سازی تا بی‌نهایت رنگ
  • ورودی USB، هدفون و میکروفون
  • پد جداشونده
  • کابل ۲ متری با روکشی از کتان بافته شده

Keyboard

بررسی ساختار فیزیکی

جی.اسکیل اولین گام خود در تولید صفحه‌کلیدهای حرفه‌ای گیمینگ را با قدرت برداشته و این را می‌توان از مهندسی دقیق، زیرکانه و ریزبینانه RipJaws KM780 RGB متوجه شد. اگر بررسی کیبورد گیمینگ GK-Thunder K3 اروس را قبلا از زومجی مطالعه کرده باشید، یکی از ویژگی‌های آن محصول، حذف بخش Numpad بود. حذف این بخش از صفحه کلید به کاربر کمک می‌کرد تا ارگونومی خاص خود را به راحتی روی صفحه‌کلید پیاده سازی کند و عامل آزاردهنده‌ و اضافه‌ی بیشتری روی کیبورد مشاهده نکند. از طرفی هم اگر کاربر نیازی به این بخش داشت می‌توانست آن را جداگانه تهیه و به کیبورد متصل کند. این موضوع حالا در مورد کیبورد برند جی.اسکیل صدق نمی‌کند و مانند بسیاری از صفحه‌کلید‌های بازار، KM780 RGB بخش Numpad را هم در خود جای داده است. با این حال، این یک ایراد محسوب نمی‌شود و اگر کیبورد جی.کی-تاندر کی۳ خلاقیتی برای اضافه یا حذف Numpad به خرج داده، نوعی امتیاز ویژه را در اختیار کاربر قرار داده و عملا وجود Numpad را نباید روی RipJaws KM780 RGB یک عیب به حساب بیاوریم.

Keyboard-3

RipJaws KM780 RGB از آن دست صفحه کلیدهای سنگینی است که روی میز کاملا محکم و ریشه‌دار قرار می‌گیرد و خیال کاربر را از این نظر که لیز نمیخورد یا از روی میز نمی‌افتد راحت می‌کند. با این حال عامل سنگینی کیبورد جی.اسکیل به معنای بزرگی بیش از حد آن نیست و سایز کلی صفحه کلید کاملا استاندارد و قابل قبول است. یکی از نکات مثبت KM780، پد جداشونده‌ی زیر کیبورد است که کاربر بسته به نوع فعالیتی که با صفحه‌کلید می‌کند، می‌تواند آن را جدا یا متصل کند. البته وجود آن به شدت توصیه می‌شود چرا که طراحی خوب آن یک نشیمن‌گاه خوب و راحت برای دست محسوب می‌شود.

بررسی ساختار داخلی

استفاده از کلیدهای مکانیکی در یک صفحه کلید مزیت‌ها و تفاوت‌های مشخصی نسبت به مدل‌های پلاستیکی معمولی دارد که از جمله‌ی آنها دوام بیشتر و حساسیت بالاتر است. به علاوه در این سوییچ‌ها از فنر استفاده می‌شود و در برخی از انواع آن ، بازخورد فشرده شدن کلیدها یا همان عمل کلیک با صدای متفاوتی همراه است و حسی است که در صفحه کلیدهای معمولی القا نمی‌شود و این نشات گرفته از ساختار این نوع کلیدها است. اصلی‌ترین و تاثیرگذارترین شاخص کیفی در یک صفحه کلید مکانیکی، نوع و مدل میکرو سوییچ‌های بکار رفته در آن است. در اینجا شرکت جی.اسکیل از نوع سوییچ‌های قرمز CHERRY MX ساخت شرکت Cherry Corp یا همان ZF Electronics استفاده کرده است که یک شرکت آلمانی است. ویژگی‌ سوییچ‌های این شرکت توسط رنگ‌های مختلف این مدل‌ها متمایز می‌شود.

Keyboard-9

مدل قرمز رنگ سوییچ Chery MX بکار رفته در اینجا از انواعی است که فنر نرم‌تری دارد و صدای کمتری هم تولید می‌کند و بیشتر در صفحه کلیدهای گیمینگ استفاده می‌شود. همچنین بر خلاف انواع آبی و سبز میکروسوییچ های CHERRY MX دارای ساختاری است که حس کلیک و آن صدای مخصوص را ایجاد نمی‌کند. تفاوت کارکرد سوییچ قرمز و آبی را در تصاویر زیر مشاهده می‌کنید.

فاصله‌ی تحریک یا عملکرد این سوییچ‌ها فقط ۲ میلی‌متر است، به این معنی که برای عمل کردن یک کلید به فشرده شدن کامل آن نیازی نیست و فقط پایین رفتن کلید به اندازه‌ی ۲ میلی متر، کارکرد آن را تضمین می‌کند. فاصله‌ی حرکت کلید تا انتها هم ۴ میلی متر است. نیروی مورد نیاز برای فشرده شدن کلید هم تنها ۴۵ گرم است. سازنده مدعی است که عمر این کلیدها بیش از ۵۰ میلیون بار فشرده شدن را پوشش خواهد داد.

 

Keyboard-10

ده کلید حرفه‌ای که می‌توان آن‌ها را جایگزین کلید‌های معمولی کرد

چیزی که باعث زیبایی و به وجد آمدن گیمرها در استفاده از KM780 می‌شود، رنگ‌آمیزی RGB منحصر به فرد آن است که کاملا به واسطه‌ی نرم‌افزار اختصاصی آن، قابل شخصی سازی است. از طرفی وجود کلید‌های مخصوص گیمینگ که در تصویر زیر قابل مشاهده است، حس و حال یک گیمر حرفه‌ای که می‌خواهد مجهز به سلاحی مخوف شود را منتقل می‌کند.

تجربه‌ کاربری

تجربه‌ی کار کردن با صفحه‌کلید KM780 در بازی‌ها برایم لذت بخش و جذاب بود. شاید برای بسیاری از شما تجربه‌ی گیمینگ این کیبورد بسیار مهم باشد و اصلا هدف اصلی‌تان از خرید یک چنین محصول مرغوبی، همین کار باشد، اما با این حال، استفاده‌‌های غیرگیمینگ این صفحه‌کلید لذت خاصی به همراه می‌آورد. اگر از آن دست کارمندان یا نویسندگان و خبرنگارانی هستید که برای نوشتن از صفحه‌کلید استفاده می‌کنید، KM780 می‌تواند به واسطه‌ی کیفیت عالی خود و ارگونومی خاصش، یک وسیله‌ی عمری باشد که سطح و سرعت نوشتاری‌تان را چند پله بالاتر ببرد. البته در کنار همه‌ی ویژگی‌هایی که این کیبورد دارد، باید با این حقیقت کنار بیایید که صفحه‌کلید‌های مکانیکی به نسبت کیبوردهای معمول دیگر سر و صدای بیشتری دارند و این صدا مخصوصا در شب هنگام و سکوت بیشتر محیط ممکن است باعث اعتراض افراد دیگر خانواده شود و شما را از حال و هوای بازی به اجبار خارج کند. استفاده از قابلیت Anti-Ghosting صفحه کلید در حالت‌های ترکیبی به خوبی عمل می‌کند و سطح قابل قبولی دارد.

Keyboard-5

همانند بسیاری از کیبوردها، در قسمت فوقانی KM780 کلید‌های کنترل موزیک و اسکرول حجم صدا وجود دارد که طراحی آنها هم به زیبای کار شده است. در سوی دیگر کیبورد هم ۴ کلید تعبیه شده تا با استفاده از نرم‌افزار اختصاصی محصول، رنگ‌های دلخواه نور پس‌زمینه را تعریف کنید و با فشردن هرکدام، به حالت دلخواه سوییچ کنید. ۶ کلید G هم در سمت چپ محصول وجود دارد که آنها هم بسته به نوع کاربری شما، قابل شخصی سازی است.

Keyboard-12

صفحه کلید RipJaws KM780 RGB جی.اسکیل هنوز وارد بازار داخلی نشده، اما قیمت جهانی آن در مدل RGB حدود ۱۷۰ دلار و در مدل بدون RGB حدود ۱۱۰ دلار است. اگر این محصول با قیمت مناسب در ایران موجود شود، به طور حتم یکی از گزینه‌های عالی برای گیمرهای حرفه‌ای خواهد بود. 

صفحه کلید گیمینگ جی.اسکیل RipJaws KM780 RGB توسط شرکت آواژنگ در اختیار زومجی قرار گرفته است.

در تهیه این بررسی، فرشید معتمد همکاری داشته است.

تهیه شده در زومجی

منبع : gameiran
برچسب ها : صفحه ,km780 ,استفاده ,کیبورد ,گیمینگ ,صفحه‌کلید ,صفحه کلید ,ripjaws km780 ,صفحه کلیدهای ,لوازم جانبی ,استفاده می‌شود ,skill ripjaws km780

::
مشخصات بازی
عنوان

Quantum Break

نویسنده

zoomg

پلتفرم

ایکس‌باکس وان (پلتفرم تست شده)، ویندوز مایکروسافت

ناشر

مایکروسافت

سازنده

استودیو بازی‌سازی رمدی

تاریخ انتشار

۱۷ فروردین ۱۳۹۵ (۵ آپریل ۲۰۱۶)

سبک

اکشن ماجراجویی، تیراندازی سوم شخص

 

از لحظه معرفی بازی Quantum Break تا هنگام عرضه، این اثر توسط رمدی به عنوان یکی جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های این استودیو نامیده می‌شد. اما آیا آن‌ها موفق به دستیابی به هدف خود بودند؟ با زومجی و نقد بازی Quantum Break همراه باشید.

 

پس از عرضه سه اثری که روایت و پیشرفت داستانی آن‌ها تماما سعی داشتند تا به اکشن‌های سینمایی نزدیک شوند، حال استودیو رمدی «Remedy Entertainment» آماده ساخت اثری شد که به قول آن‌ها این کار جا‌طلبانه‌ترین پروژه این استودیو در طول چندین سال کارنامه بازی‌سازی آن‌ها است. آن‌ها پس از ساخت دو قسمت از سری جاودانه Max Payne و ارایه یک اکشن ناب که در زمان خود بسیار کمیاب بود و یک اثر متفاوت و تاریک به نام Alan Wake که با داستان خود همه را شیفته تاریکی خود کرد، به مرور زمان بیشتر و بیشتر به اکشن و روایت داستانی سینمایی نزدیک‌تر شدند. حال این استودیو در نسل هشتم کنسول‌های بازی و با همکاری و کمک‌های مالی مایکروسافت به سراغ بازی با زمان رفت. هدف اصلی رمدی ارایه اثری با داستان، روایت و شخصیت‌هایی بود که به ندرت همانند آن را در دیگر بازی‌های این صنعت می‌توان یافت. علاوه بر این، استودیو رمدی قصد داشت تا داستان و روایت جدیدترین اثر خود را نیز به نوین‌ترین شکل ممکن نسبت به هر بازی دیگری که تا به امروز تجربه کرده‌ایم ارایه دهد. استودیو رمدی در جدیدترین اثر خود به نام Quantum Break تمام تلاش خود را کرده تا شما را درگیر با زمان کند و به تمام فعل و انفعالات دیوانه کننده علم کوانتوم ببرد و توسط لایو اکشن‌های فوق‌العاده با کیفیت، گرافیک خیره کننده و داستانی جذاب بازیکن را به بهترین شکل ممکن درگیر خود کند. اما آیا بازی Quantum Break موفق به چنین کاری بوده است؟

Quantum Break (7)

اصلا ساده بودن داستان در ذات استودیو رمدی نیست و آن‌ها با پیچیده کردن روایت در طول بازی، شما را درگیر زمین و زمان می‌کنند

در نگاه اول، هسته اصلی و آغازین داستان Quantum Break ساده است. روایت بازی از جایی شروع می‌شود که پائول سرین یکی از شخصیت‌های بازی، دوست صمیمی و قابل اعتماد خود به نام جک جویس را برای به نمایش درآوردن جدیدترین اختراع خود به دانشگاه دعوت می‌کند. مطمئنا در در مقاله‌های گذشته با شخصیت‌های اصلی این بازی آشنایی لازم را پیدا کرده‌اید. پائول با همکاری برادر جک یعنی ویلیام توانسته متحول کننده‌ترین اختراع تاریخ دنیا یعنی ماشین زمان را خلق کند و حال او قصد دارد تا برای اولین بار این موضوع را برای جک جویس فاش کند. اما این ماجرا خوب پیش نمی‌رود و حادثه‌ای غیر منتظره همه چیز را به سمت و سویی اشتباه می‌برد. حال زمان و قدرت بی‌حد و اندازه آن، پائول و جک را اسیر خود کرده و قابلیت‌های وصف ناپذیری را به این دو شخص داده است. اما همه چیز به این جا ختم نمی‌شود. یکی از این دو نفر سعی دارد تا به قدرت بیشتری دست پیدا کند و دیگری سعی دارد تا جلوی او را بگیرد. شما در این بازی کنترل هر دو شخصیت را در دست خواهید گرفت. جک شخصیت خوب داستان است و پائول نقش آدم بده ماجرا را ایفا می‌کند. البته برخلاف هسته اصلی و آغازین بازی، Quantum Break به این سادگی‌ها ادامه پیدا نمی‌کند، چرا که اصلا ساده بودن داستان در ذات استودیو رمدی نیست و آن‌ها با پیچیده کردن روایت در طول بازی، شما را درگیر زمین و زمان می‌کنند. با این که داستان بازی همانند خیلی از دیگر بازی‌های ویدویی صنعت گیم ساده شروع می‌شود، اما هرگز همانند آن‌ها خشک و خالی ادامه پیدا نمی‌کند. داستان بازی به شکلی است که می‌توان به راحتی اعلام کرد که استودیو رمدی و سم لیک «Sam Lake» از پس پیاده کردن چنین داستان و روایتی در قالب یک بازی ویدیویی پس  بر می‌آیند و به راستی که آن‌ها به بهترین شمل ممکن این کار را انجام داده‌اند.

Quantum Break (5)

بگذارید این گونه بگویم: بازی به خودی خود داستانی بسیار قابل قبول و جذاب را به بازیکنان ارایه می‌دهد، اما بر خلاف بازی‌های گذشته استودیو رمدی، بخش زیادی از جذابیت داستانی بازی به تماشای لایواکشن‌ها بستگی دارد و این گونه نیست که همه چیز در طول خود بازی صورت بگیرد. افرادی که زیاد حال و حوصله پیچیدگی داستان و تماشای لایو اکشن‌ها که داستان را پیچیده‌تر می‌کند ندارند و تنها دوست دارند یک خط راست را در بازی دنبال کنند، با روایت و داستانی ساده و مستقیم از Quantum Break رو به رو خواهند شد یا به طور کلی این بازی زیاد به درد آن‌ها نمی‌خورد. اما در نقطه مقابل، اگر عاشق اسیر شدن در داستان و پیچیدگی‌های روایت آن هستید، باید بگویم که Quantum Break برای شما چیزی کم نگذاشته است و از چندین و چند راه مختلف شما را بیشتر به عمق داستان فرو می‌برد. اولین و برجسته‌ترین بخش روایت داستانی بازی لایو اکشن‌های ۲۰ دقیقه‌ای بازی هستند که در بین هر یک از بخش‌های اصلی این اثر پخش می‌شوند. هر یک از این لایو اکشن‌ها شما را بیشتر و بیشتر وارد پیچ و خم داستانی بازی می‌کند و حواشی و حوادث بیشتری را با شما به اشتراک می‌گذارد. رمدی برای ساخت این لایو اکشن‌ها هیچ چیزی کم نگذاشته و با مینی سریال‌های بی‌کیفیت رو به رو نخواهید بود. تمامی سکانس‌های این بخش  به صورت کاملا حرفه‌ای تهیه شده‌اند. همچنین حضور شخصیت‌های بسیار مطرح سینما و تلوزیون، از شان اشمور گرفته تادامنیک موناگان، آیدن گلن و بسیاری دیگر، کار خود را به حرفه‌ای‌ترین شکل ممکن انجام داده‌اند. حضور این بازیگران، در کنار کارگردانی و تهیه کنندگی حرفه‌ای این لایو اکشن‌ها باعث شده تا واقعا بپذیریم که رمدی توانسته نه به طور کامل، اما تا حد قابل قبولی مرز بین سینما و بازی را از بین ببرد.

Quantum Break (11)البته استودیو رمدی تنها به این لایو اکشن‌ها اکتفا نکرده و بخش‌های مهم دیگری را برای داستان بازی تدارک دیده‌ است. آبجکت‌های داستانی مانند اسناد و مدارک، دست نوشته‌ها و نقاشی‌ها، پیام‌های صوتی و نوشتاری در گوشی‌های موبایل و حتی وجود برنامه‌های ویدیویی، اخبار و تصاویر ضبط شده، همه و همه باعث می‌شوند تا بیشتر وارد پیچیدگی داستان Quantum Break شوید. بخش اصلی داستان بازی را جک جویس ایفا خواهد کرد. همانند دیگر بازی‌های استودیو رمدی، شخصیت‌های این بازی را آدم‌هایی کاملا عادی ایفا می‌کنند که درگیر مسائل زمان و علم کوانتوم شده‌اند. جک جویس که در ابتدای بازی کاملا یک فرد عادی به شمار می‌رود، رفته رفته در طول داستان بیشتر و بیشتر اسیر زمان می‌شود و حوادث مختلف او را آرام آرام تغییر می‌دهد. اما بخش دیگری از داستان از نگاه پائول سرین پیش می‌رود. او زیاد به عنوان شخصیت قابل بازی در اختیار شما قرار نمی‌گیرد و تنها در بخش داستانی بازی نقش موثری دارد. در پایان هر بخش اصلی بازی، شما توسط این شخصیت باید یکی از دو حادثه پیش رو را انتخاب کنید. به لطف قدرت آینده بینی پائول، بازی به شما اجازه می‌دهد تا قبل از انتخاب هر یک از این دو راه، نتیجه و پی ‌آمدهای هر کدام از آن‌ها را توسط میان پرده‌هایی خوش ساخت تماشا کنید و سپس به انتخاب راه مورد نظر خود بپردازید. پس از این انتخاب نیز لایو اکشن‌های بازی برای شما به نمایش درخواهند آمد. البته این انتخاب‌ها تغییرات آن چنانی را در بازی به وجود نمی‌آورد و نباید انتظار زیادی از این انتخاب‌ها برای چرخش داستانی داشته باشید. در نگاه کلی، استودیو رمدی باز هم توانسته داستان بسیار خوبی را در جدیدترین اثر خود پیاده کند.
Quantum Break (14)انتخاب‌ بازیگرانی کاملا مناسب و حرفه‌ای که باعث شده‌اند شخصیت پردازی به شکل بسیار قابل قبولی انجام شود، ساخت و ضبط لایو اکشن‌های بسیار با کیفیت، ارایه داستان و روایتی بسیار جذاب همگی باعث شده‌اند تا باز هم یک اثر داستان محور قابل قبول را از سوی رمدی شاهد باشیم. اما این موارد با تمام خوبی‌ها و کیفیت بالای خود بدون اشکال نیستند. با این‌که قادر هستید لایو اکشن‌های بازی را رد کنید و مجبور به تماشای آن‌ها نشوید، اما ندیدن آن‌ها بخش زیادی از جذابیت بازی را خواهند گرفت و Quantum Break را به یک بازی بی‌روح تبدیل خواهند کرد. در نگاه کلی، داستان و روایت بازی به مراتب بهتر و پیچیده‌تر از ماجرای Alan Wake است. در آلن ویک بیشتر بخش داستانی بازی در طول جریان خود بازی و نوشته‌های آلن ویک دیده می‌شد. اما در بازی Quantum Break این کارها بعضا بر عهده لایو اکشن‌های با کیفیت بازی است. اگر زیاد دنبال حوادث رخ داده در لایو اکشن‌های بازی نباشید، شاید چیزی را از دست ندهید، اما مطمئن باشید ماجرای بازی برای شما بی‌روح خواهد شد زیرا این لایو اکشن‌ها به نوعی یک چاشنی خوشمزه داستانی به شمار می‌روند. البته نمی‌توان این موضوع را یک نکته منفی به شمار برد، زیرا این لایو اکشن‌ها بخش اصلی بازی به شمار می‌روند و چیز جداگانه‌ای نیستند که آن‌ها را پوئن منفی این بازی بشماریم. شما برای تماشای آن‌ها یا باید ۷۵ گیگ ویدیو دانلود کنید یا به صورت استریم شده به تماشای آن‌ها بپردازید. اما با توجه به کیفیت بالا و داستان جذابی که این لایو اکشن‌ها به شما ارایه خواهند داد، مطمئن باشید تماشای آن‌ها ارزشش را دارد و نقش مهمی را در بازی ایفا می‌کنند.

Quantum Break (8)

اما به بررسی دیگر بخش مهم بازی Quantum Break یعنی گیم‌پلی و گان‌پلی بازی بپردازیم؛ جایی که نکات ضعف و قدرت بازی بیشتر خودنمایی می‌کنند. بخش مبارزات بازی به دو قسمت متفاوت تقسیم می‌شود. قدرت کنترل زمان و گان پلی و استفاده از سلاح گرم در برابر دشمنان بازی. البته قرار نیست به شکل جداگانه از این دو استفاده کنید اما از نظر جذابیت، این دو زمین تا آسمان با یکدگیر متفاوت هستند.  یکی از آن‌ها نکته منفی و دیگری نکته مثبت بازی به شمار می‌رود. استودیو رمدی با قابلیت کنترل زمان همراه با گرافیک بصری و فنی عالی و فیزیک فوق‌العاده‌ای که در بازی گنجانده است، باعث شده تا استفاده از قدرت زمان تجربه‌ای بی‌نظیر را به شما منتقل کند. توقف زمان، بمب زمان، ایجاد سپر در برابر شلیک‌های دشمن، آهسته کردن زمان و بسیاری از موارد دیگر با اجرا شدن در محیط بازی به شکلی اتفاق می‌افتند که دوست دارید بارها و بارها استفاده از آن‌ها را تکرار کنید. هنگام اجرای تک تک این قابلیت‌ها، تمامی اشیا محیط نسبت به آن عکس‌العمل نشان می‌دهد. تغییرات لحظه‌ای، در هم شکستن چوب، شیشه و غیره از حواث عجیبی هستند که هنگام اجرای قابلیت‌های کنترل زمان شما را شگفت زده خواهند کرد. از آن جالب‌تر این است که بسیاری از این دگرگونی‌های بازی به صورت Real Time اجرا می‌شوند و بسیاری از اشیا محیط بازی به شکلی طبیعی تخریب می‌شوند.

قابلیت کنترل زمان همراه با گرافیک عالی و فیزیک خارق‌العاده، تجربه‌ای بی‌نظیر را به ارمغان آورده است

 

Quantum Break (10)  البته این قابلیت‌ها صرفا تنها برای مبارزات به کار نمی‌روند. گاهی در محیط بازی حوادثی عجیب رقم خواهد خورد که راه شما برای رسیدن به هدف سد خواهد شد و به نوعی پازل‌های سکوبازی در مسیر ایجاد می‌کنند. حال شما باید برای عبور این موانع دست به دامن قدرت‌های کنترل زمان خود باشید. البته این بخش خالی از اشکال نیست. جک جویس در همان ابتدای کار به تمامی قدرت‌های خود پی خواهد برد و در طول بازی قابلیت جدید و بیشتری به شما تعلق نخواهد گرفت. از طرفی دیگر بازی دارای سیستم آپگرید قدرت‌های کنترل زمان است که البته پیچیدگی زیادی ندارد. این آپگریدها تنها باعث افزایش پایداری قدرت زمان یا شارژ شدن سریع‌تر آن‌ها می‌شوند. ترکیب این قابلیت‌ها با یکدیگر همراه با استفاده از اسلحه‌ها حسی لذت بخش را در مبارزات ایجاد خواهند کرد. دشمن را متوقف کنید، آن را به رگبار ببندید و پس از آن به تماشای اتفاقات عجیب و غریب ترکیب انفجار تیر، زمان و خون بپردازید. اما از طرفی دیگر گان‌پلی و مبارزات با سلاح گرم در Quantum Break اصلا در حد و اندازه قابلیت کنترل زمان نیست و جذابیت بالایی در هنگام استفاده از آن‌ها به شما دست نخواهد داد.
Quantum Break (12)  تنوع اسلحه در بازی زیاد نیست اما به لطف قابلیت‌ زمان این کمبود آن چنان به چشم نمی‌آید. اما  استفاده از اسلحه‌ها و به طور کلی گان‌پلی بازی یکی از نقاط ضعف کوانتوم بریک به شمار می‌رود و حس خیلی خوبی به شما دست نمی‌دهند. اما می‌توان گفت ترکیب شلیک تیر همراه با استفاده از توقف زمان حسی فوق‌العاده را به شما منتقل خواهد کرد و تا حدی می‌توان مشکلات مبارزات با سلاح گرم را در بازی نادیده گرفت. دیگر مسئله‌ای که می‌توان به بازی Quantum Break ایراد گرفت کمبود تنوع محیط و مراحل بازی است. به خاطر داستان Quantum Break، بازی معمولا در محیط‌های آزمایشگاهی و دانشگاهی پیش می‌رود که معمولا ظاهری یک نواخت دارند. این نکته قابل ذکر است که نیمه دوم بازی به مراتب بهتر و جذاب‌تر از نیمه اول دنبال می‌شود و کمی از این محیط‌های تکراری دور خواهید شد. اما به هر حال چیزی که از همه چیز بیشتر باعث ضعف Quantum Break شده است، روند تکراری بازی و مراحل به شمار می‌رود. این اثر به عنوان یک بازی در سبک اکشن ماجراجویی به خوبی از پس اکشن کار برآمده است، اما ماجراجویی؟ نه کاملا.

Quantum Break (3)

اما بهترین قسمت بازی چیزی نیست جز گرافیک بصری و فنی Quantum Break. این مسئله که استودیو رمدی قصد دارد مرز میان سینما و بازی را از بین ببرد فقط مربوط به ادغام لایو اکشن‌ها با بازی نبوده است. بلکه آن‌ها سعی کرده‌اند از نظر بصری نیز طبیعی‌ترین بازی را ارایه دهند تا نزدیک‌ترین حس را به میان پرده‌ها و لایو‌اکشن‌ها داشته باشد. به طور کلی بازی Quantum Break در وضوح تصویر 720p و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه اجرا می‌شود. اما لازم به ذکر است که وضوح تصویر 720p قرار نیست به کیفیت تصویر بازی صدمه‌ای وارد کند. Quantum Break توسط وضوح 720p 4MSAA خروجی 1080p را به بازیکنان ارایه می‌دهد. این خروجی باعث می‌شود تا پیکسل‌ها با کیفیت بالایی به نمایش درآیند و همچنین سایه‌ها، افکت‌ها و بسیاری از موارد موجود در بازی حالتی سینمایی به خود بگیرند. استودیو رمدی در این بازی از انواع و اقسام افکت‌ها و تکنولوژی‌های مختلف استفاده کرده تا Quantum Break را به بهترین شکل ممکن به یک بازی سینمایی تبدیل کند. بسیاری از موارد گرافیکی بازی رنگ و رُخی برجسته دارند که چشم شما را به خود خیره می‌کنند. یکی از این موارد چیزی نیست جز مدل‌سازی شخصیت‌ها که رمدی با جدیدترین  تکنولوژی‌های روز به این امر دست پیدا کرده است. تک تک شخصیت‌های بازی، از کارمندان و دکترهای دانشگاه‌ها و آزمایشگاه‌ها گرفته تا شخصیت‌های جک جویس، پائول سرین، بث وایلدر و غیره، به بهترین شکل ممکن در بازی مدل سازی شده‌اند. به راحتی می‌توان گفت که این مدل سازی کاملا زنده را در بازی Rise of the Tomb Raider آن هم فقط در چهره لارا کرافت دیده بودیم. چیزی که به زودی نیز در بازی Uncharted 4: A Thief’s End خواهیم دیدم.

 

Quantum Break (1)

از دیگر نکات قوت بخش گرافیکی بازی می‌توان به نورپردازی و انفجارهای چشم نواز Quantum Break اشاره کرد. استودیو رمدی همان‌طور که قدرت کنترل زمان را در بازی جای داده است، تمام تلاش خود را نیز به کار برده تا این قدرت را به کمک افکت‌های گرافیکی به بهترین شکل ممکن قابل احساس کند. نه تنها نورپردازی بازی، بلکه فیزیک خارق‌العاده بازی نیز این اجازه را داده تا بیش از پیش از کنترل زمان و کنش و واکنش آن لذت ببرید. البته نمی‌توان گفت استودیو کوانتوم بریک در این بخش بدون نقص عمل کرده است. به طور مثال در بعضی محیط‌ها برخی از اشیا و سطوح کمی دیر بارگذاری می‌شوند. البته از بخش صداگذاری و موسیقی عالی بازی نمی‌توان گذشت. تمام افکت‌های صوتی بازی به صورت داینامیک و پویا صورت می‌گیرند و هنگام  تک تک قدرت‌های کنترل زمان، فیزیک، درهم شکستگی‌ها و فعل و انفعالات کوانتومی بهترین عملکرد را از خود نشان می‌دهند.

روند تکراری و گان‌پلی ضعیف، بلای جان Quantum Break

در پایان بررسی خود به سوالی که در اول این مقاله پرسیدیم پاسخ می‌هدیم. آیا بازی Quantum Break توانست مرز میان بازی‌ها، سینما و تلوزیون را از میان بردارد؟ نمی‌توان قاطعانه به این سوال جواب مثبت داد و از طرفی هرگر نمی‌توان این موضوع را رد کرد. بهتر است بگوییم که استودیو رمدی  توانسته اولین قدم‌ها را برای رسیدن به چنین امری در صنعت بازی‌های ویدویی بردارد. آن هم نه قدم‌های کوتاه و آهسته، بلکه قدم‌هایی بسیار مثبت و قدرتمند. اگر استودیو رمدی تنوع مراحل بیشتر همراه با یک گان‌پلی درگیر کننده‌تر را در این بازی به ثمر می‌نشاند، Quantum Break می‌توانست جایگاه بهتری داشته باشد. اما از نظر سینمایی بودن این بازی، گرافیک بصری و فنی، فیزیک، شخصیت پردازی، داستان و بسیاری از نکات دیگر، Quantum Break اثری است که به بهترین شکل ممکن توانسته آغازگر محو کردن مرزها بین سینما و گیم باشد.

تهیه شده در زومجی

نقاط قوت

داستان و شخصیت‌پردازی بسیار خوب
کنترل لذت‌بخش زمان
گرافیک عالی فیزیک خارق‌العاده
مدل‌سازی عالی شخصیت‌ها

نقاط ضعف

گان‌پلی در سطح پایینی قرار دارد
محیط و مراحل تکراری

امتیاز
رتبه‌ی زوم‌جی
رتبه‌ی شما
امتیاز بدهید
 
داستان
9.0
8.1
 
گیم پلی
7.0
8.0
 
گرافیک فنی
10
8.5
 
گرافیک هنری
9.5
8.5
 
موسیقی
9.5
8.4
 
صدا گذاری
10
8.3
 
نتیجه‌گیری

Quantum Break، جدیدترین انحصاری مایکروسافت کاملا عطر و بوی استودیو رمدی را می‌دهد و استایل و سبک آن دقیقا چیزی بود که شاید فقط استودیو رمدی از پس طراحی و ساخت آن برمی‌آمد. این بازی با مشکلات کوچکی که دارد، در نقطه مقابل تجربه وصف ناپذیری از کنترل زمان را به بازیکنان ارایه می‌دهد. Quantum Break از آن دست بازی‌ها است که علاقمند شدن به آن کاملا به سلیقه بستگی دارد. اما به طور کلی ارزش بازی جایی مشخص می‌شود که استودیو رمدی تمام تلاش خود را به کار برده تا مرز میان سینما و بازی‌های ویدیویی را محو کند؛ کاری که خیلی از استودیوهای بزرگ حتی تلاشی برای رسیدن به این امر انجام نداده‌اند. Quantum Break قطعا ارزش تجربه و کنترل لذت‌بخش زمان را دارد.

 
8.5
مجموع امتیاز
 
8.3
رتبه‌ی کاربران
266نفر
منبع : gameiran
برچسب ها : بازی ,quantum ,داستان ,زمان ,break ,رمدی ,quantum break ,استودیو رمدی ,کنترل زمان ,لایو اکشن‌ها ,بازی quantum ,بازی quantum break ,بازیکنان ارایه می‌دهد ,داستان quantum br

::

سونی در حال ساخت پلی‌ استیشن 4.5 است!

 
 

به گزارش منابع آگاه، کمپانی سونی در حال ساخت یک نسخه جدید از کنسول پلی‌استیشن 4 با قدرت گرافیکی بالاتر و قابلیت اجرای بازی‌ها با رزولوشن 4K است. برای اطلاع از جزییات این خبر بازومجی همراه باشید.

 

وبسایت Kotaku با استناد به ادعای چند تن از افراد مرتبط با سونی اعلام کرده که این شرکت پروژه ساخت نسخه جدید کنسول نسل هشتمی خود را دنبال می‌کند که فعلا با نام غیررسمی «پلی‌ استیشن 4.5» شناخته می‌شود. گفته می‌شود که این کنسول قدرت پردازش گرافیکی بالاتری نسبت به پلی‌استیشن 4 دارد و می‌تواند بازی‌ها را با رزولوشن 4K به نمایش بگذارد. قطعا این قدرت پردازشی اضافی در خدمت هدست واقعیت مجازی سونی یعنی پلی‌استیشن VR نیز خواهد بود. چون بازی‌های این هدست نسبت به بازی‌های معمولی سنگین‌تر هستند و اجرای آنها حتی برای کنسول قدرتمندی مثل پلی‌استیشن 4 دشوار خواهد بود. ضمن اینکه به نظر می‌رسد سونی با این کار به فکر آینده پلی‌استیشن VR است، چون این هدست رقبایی مثل آکیولس ریفت و اچ‌تی‌سی وایو دارد که از رایانه‌های بسیار قدرتمند و پیشرفته برای اجرای بازی‌ها استفاده می‌کنند.

فعلا کسی از برنامه‌های سونی برای آینده خبر ندارد. ممکن است این کمپانی به فکر ارائه یک سخت‌افزار جانبی برای پلی‌استیشن 4 باشد و شاید هم قصد دارد یک کنسول کاملا جدید را روانه بازار کند.

اگر اخبار را دنبال کرده باشید احتمال می‌دانید که شرکت مایکروسافت هم به تازگی موضوع ارتقای سخت‌افزاری برای نسل فعلی را مطرح کرده بود. حالا سوالی که به وجود می‌آید این است که چرا سونی و مایکروسافت به این زودی به فکر افزایش قدرت کنسول‌های خود افتاده‌اند؟ شاید یکی از دلایل این مسئله افزایش قدرت روزافزون رایانه‌های شخصی است. اکنون که شرکت‌هایی مثل ولونیز در اندیشه عرضه رایانه‌های کوچک مخصوص بازی هستند، جایگاه کنسول‌های خانگی به خطر افتاده و این موضوع سازندگان کنسول‌ها را وادار به ارتقای قدرت محصولاتشان کرده است.

از سوی دیگر تلویزیون‌های 4K هر روز محبوبیت بیشتری نزد خانواده‌ها پیدا می‌کنند و این موضوع نیز می‌تواند دلیل قابل اعتنایی برای تصمیم غیرمنتظره سونی و مایکروسافت باشد. کنسول پلی‌استیشن 4 توانایی نمایش ویدیوها و تصاویر با کیفیت 4K را دارد، اما نمی‌تواند بازی‌ها را با این رزولوشن اجرا کند. برای اجرای بازی‌ها با کیفیت 4K باید پیکسل‌ها چهار برابر بیشتر از رزولوشن 1080p پردازش شوند و این قدرت بسیار بالایی می‌طلبد. البته شاید از دید خیلی از بازیکن‌ها، رزولوشن 4K موضوع حیاتی و ضروری نباشد؛ ضمن اینکه برای درک بهتر تفاوت تصاویر در این کیفیت باید حتما از تلویزیون‌های بسیار بزرگ یا پروجکتورهای قوی استفاده شود.

اگر از زاویه‌ای دیگر به موضوع نگاه کنیم، قدرت اضافی پلی‌‌استیشن 4.5 سازندگان بازی‌ها را قادر می‌سازد تا کیفیت گرافیکی به مراتب بالاتری را در بازی‌هایشان ارائه دهند. به این ترتیب شاهد پیشرفت‌های شگفت‌انگیزی در بخش گرافیک و جلوه‌های بصری بازی‌های نسل هشتم خواهیم بود. البته فراموش نکنیم که هنوز ارتقای سخت‌افزاری برای هیچ کدام از دو کنسول پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان از سوی سازندگان آنها به طور رسمی تایید نشده است.

لطفا نظرات خود درباره پلی‌‌استیشن 4.5 را با ما در میان بگذارید.

منبع : gameiran
برچسب ها : قدرت ,پلی‌استیشن ,کنسول ,سونی ,بازی‌ها ,موضوع ,اجرای بازی‌ها ,کنسول پلی‌استیشن ,افزایش قدرت ,سخت‌افزاری برای ,برای اجرای ,برای اجرای بازی‌ه